تبليغاتX
عاشقانه
عاشقانه

دوستی تکرار دوستت دارم نیست,دوستی فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش داری

می نویسم از تو، از تو ای پاک ترین ، تازه ترین نغمه ی عشق،  تو که

سر سبز ترین منظره ای ، تو که سرشار ترین عاطفه را ، نزد تو پیدا

کردم وتو که سنگ صبورم هستی ؛ در تمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم

هست به تو می اندیشم و به تو می بالم و از تو می گیرم ، هر چه انگیزه

درونم دارم. روزها می گذرد ، عشق ما رو به خدایی شدن است ، رو به

برتر شدن از هر حسی ، که در این عالم خاکی پیداست. دوستت می دارم

از همین نقطه ی خاکی تا عرش ، دوستت می دارم از زمین تا به خدا

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 1:10 توسط الناز| |

نمی گویم زندگی کارساده ایی است . نمی گویم همیشه خوشاینداست . اماباتمام مشکلاتی که برایمان پیش می آید.زندگی .... ازماانسانی بهترونیرومندترمیسازد. به یادداشته باش: درزمان آزردگی .رنج راازخود دورکن . درزمان خشم .خود را رهاساز. در ناکامی .برخودچیره شو. تا می توانی یارخودباش . می توانی بهترین دوست خودباشی . اما به هنگام آشفتگی مرا خبرکن . می کوشم بدانم چه وقت باید درکنارت باشم . اماگاهی ممکن نیست .پس توخبرم کن . عشق تنها هدیه ایی است که می توانم به توبدهم . وایثاریکی ازبزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده . من اینجایم هرزمان وهمیشه . تاهرآنچه دارم به توهدیه دهم.

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 1:7 توسط الناز| |

 

سلام دوستای عزیز و مهربون

امیدوارم حالتون خوب باشه و هر جا هستید شاد باشید.

فردا اولین سالگرد ازدواج من و مهدیمه.

پارسال ۲۸/۵/۸۸ من و مهدی با هم ازدواج کردیم. روزی که هیچ وقت فراموشش نمی کنیم.

واقعاْ قشنگ ترین روز عمرمون بود. خاطرش همیشه تو ذهنمون می مونه. من و مهدیم خیلی با هم

خوشبختیم چون همدیگه رو خیلی دوست داریم.

امیدوارم همه شما هم خوشبخت بشید.

تقدیم به همسرم مهدی خوبم که عاشقانه می پرستمش

می خواهم از تو بگویم

بی آنکه در جستجوی قافیه باشم

بی آنکه حتی در جستجوی واژه ها باشم

در این شب هاکه گویند عزیزترین شب های خداست

می خواهم از تو بگویم

از تو که عاشقانه دوستت دارم و می دانم که دوستم داری

با ساده ترین کلمات

همراه با همین اشکی که دارد می غلتد و فرو  می افتد

می خواهم بگویم دوستت دارم

امشب نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم

نه می خواهم به شهر آرزو و رویا بروم

فقط ساده و با صداقت همراه با شاهدی صادق

از اعماق جانی عاشق

می خواهم بگویم دوستت دارم

می خواهم بگویم این سخنی است که تنها بر زبان آید

من تقدس عشقت را بر کرامت وجودم نشانده ام

و اگر سراسر وجودم زبان باشد

یکسره خواهد گفت

دوستت دارم

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 19:30 توسط الناز| |

 

سر چشمه ی محبت

ای عشق واقعی

چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود

بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کرده ای

تو هوای دلم را با طراوت کرده ای

زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم

پس بدان دوستت دارم مهدی عزیزم 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 16:12 توسط الناز| |

گل و خار

غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد.

خار خنديد و به گل گفت : سلام و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت...
ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود،
دست بي رحمي آمد نزديک،
گل سراسيمه ز وحشت افسرد...
ليک آن خار در آن دست خزيد
و گل از مرگ رهيد ..
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد

گل صميمانه به او گفت : سلام

***   ***   ***

مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او

***   ***   ***

مهربان باشی رهایت می کنند

با وفا باشی، جفایت می كنند.
بی وفایی كن، وفایت می كنند.
مهربانی گر چه آیینی خوش است،
مهربان باشی، رهایت می كنند…

نوشته شده در پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 11:1 توسط الناز| |

محبت

را از درخت بیاموز

که سایه

از سر هیزم شکن

بر نمیدارد

 

 

نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 14:41 توسط الناز| |

سلام به همه دوستایه گل قدیمی خوب هستید اینم یه شعر از ستار که منو مهدی خیلی دوستش داریم رو تقدیم به شما نازنینان می کنیم.

سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست

سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي

شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي

من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم

ندارم هيچ گناهي جز كه از تو چشم نمي پوشم

دو غم در شكل اوازي شكوه اوج پروازي

نداري هيچ گناهي جز كه بر من دل نمي بازي

مرا ديوانه مي خواهي ز خود بي گانه ميخواهي

مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه مي خواهي

شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي

نگاهم كن نگاهم كن شدم هر انچه ميخواستي

بكش اي دل شهامت كن مرا از غصه راحت كن

شدم انگشت نماي خلق مرا تو درس عبرت كن

نكن حرف مرا باور نيابي از من عاشق تر

نميترسم من از اقرار گذشت اب از سرم ديگر

سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا بر جاست



 

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:23 توسط الناز| |


دستهای مهربانت هميشه لبريز است از عشق ،

تو را كه مي بينم همه دريچه های دلم باز می شود به سمت روز ،

صدای تو را كه می شنوم بهترين غزلها را به ياد می آورم.

تو را كه می خوانم به نور می رسم و به اوج آسمان اميد و دستهايم از آفتاب و عشق پر مي شود.

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 15:48 توسط الناز| |

 
 
آسمان را قسمت کردند؛
    تکه ای برای برکه
      تکه ای برای دريا
        تکه ای برای رود....

دلم را قسمت کردند؛
   تکه ای برای تو
     تکه ای برای تو
        تکه ای برای تو.....

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 14:44 توسط الناز| |


مينويسم،مينويسم از تو
تا تن كاغذ من جا دارد...

با تو از حادثه ها خواهم گفت
گريه اين گريه اگر بگذارد
با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج ازل كافی نيست
با تو از اوج غزل خواهم گفت

مينويسم،همه ی هق هق تنهايی را
تا تو از هيچ، به آرامش دريا برسی
تا تو از همهمه همراه سكوتم باشی
به حريم خلوت عشق، تو تنها برسی

مينويسم،مينويسم از تو
تا تن كاغذ من جا دارد...

مينويسم همه ی با تو نبودن هارا
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تكيه گاه امن خستگی ها باشی
تا مرا باز به ديدار خودِ من ببری

مينويسم،مينويسم از تو
تا تن كاغذ من جا دارد

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:33 توسط الناز| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ